الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)
14
مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)
و بعد ، از آنجايى كه سنخ انسان را موت ابدان ، حادثهء دشوار است و منشأ تفرقهء آل و تبار ، ارباب عقول در تحمّلش حيران و خانهء صبر و شكيبشان ويران خاصه اگر فرزندى ارجمند كه در منزلت نور بصر و پارهء جگر و ثمرهء فؤاد و شجرهء مراد و مهجهء دلها و محبوب آب و گلها است ، تير اجل را هدف شود و به معرض تلف در آيد و براى اميد ، خلف نپايد ، و جانها بسوزد و مغزها بر فروزد . لهذا خداوند رحيم رئوف و داور كريم عطوف كه بهانهء رحمت جويد و لوح گناه بندگان به آب مغفرت شويد ، بر مصيبت او ترتيب ثواب فرموده و از بهرهء شفاعتش مر والدين را وعدهء حسن مآب نموده . پس از اين در اين رساله مجملى از آثار نبويّه و كلمات ارباب كمالات عليّه و پارهاى از اشارات ظاهره و تنبيهات باهره فراهم آوردهام كه زنگ از دلهاى غمزدگان بزدايد و راه تسلّى و شكيب بر چهرهء مصيبت رسيدگان گشايد ، بلكه ارباب عبرت را از خواب غفلت بر انگيزد و گلهاى بهجت و رضا بر دامان خاطر عارفان فرو ريزد . و اين رساله را به مسكّنة الفؤاد عند فقد الاحبّة و الاولاد نام نهادم و بر يك مقدمه و چند باب و يك خاتمه ، ارتسام دادم . اما مقدمه پس بدان كه عقل ، آلتى است كه خداى را عزّ و جل بدان بايد شناخت و دعوت پيغمبران و التزام شرائع ايشان را به دل و جان ، تصديق نمود . او است كه تحريض بر اكتساب فضائل كند و تخويف از اتصاف به ارتكاب رذائل نمايد ، مدبّر امور دنيا و آخرت است ، و سرمايهء تحصيل دو رياست فاخره ، و مثل آن چون نور است ، گاهى نزد قومى اندك ، به درجهء چشم شب كور ، و گاهى نزد زمرهء بسيار ، به منزلهء ديدهء روشن در وسط نهار ؛ پس سزاوار است مر كسى را كه عقلش روزى است در آنچه بيند با او خلاف نكند و از راه متابعت او به غفلت و هواى خود اعتساف « 1 » نجويد ، بلكه او را حاكم وجود و مطاع هستى و بود خود شناسد و از طريقى كه جز عقلش دليل باشد ، بهراسد تا در اين هنگام بر او كشف شود آنچه موجب رضا است به قضاى بارى و باعث است در حصول قرب و رستگارى ، خاصه در امورى كه منوط به مصائب نازله است و قضاياى هايله از
--> ( 1 ) گمراهى .